به علت مشغله نتوانستم بیشتر از این در خدمتتون باشم
امید وارم پیروز باشید
خداوند نگهدارتان
+ نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 19:23  توسط یاسر
+ نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 19:22  توسط یاسر
|
+ نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 19:19  توسط یاسر
|
فصل فصل وجودش به تمنای نور هبوطش گسست... بشکست و نور شد
قدم هایت را که بر اسفالت سفت وترک برداشته ی زمین که برمیداری وگویی زمین را داری با کف پا هایت می چرخانی و زمین را به قول خودت می گردانی هیچ وقت هیچ وقت فکر نکردی آن همه ی تشکیلات و قدرتت آن همه دروغت آن همه ریا آن همه وحشی گریت آن همه تکبرت در هر قدم که زمین را می چرخانی فقط و فقط روی یک پایت استوار است... و آن همه بر یک پای 10 کیلو یی با چند استخوان شکننده ... روی یک پا و این همه غرور کجاست آن که می گفت آدمیزاد دوپادارد و این دوپا چه جانوری است؟ چهار پا! پس امپراطور می شود و هزار پا رب نوع!!! دو پا! چه مضحک و غیر منطقی است...